|
تمامی این شعر در ادامه ی نقطه چین روبه رو به وجود امد!
|
فرشته ی خوبیست
وقتی سوال میپرسی
سکوت میکند و گوش میدهد
ادم را یاد مچ اندزا های حرفه ای می اندازد
که اوایل بازی
هیچ وقت مچت را نمی اندازند
حتی اگر شل بگیری
حتی اگر زور بزنی
منتظر میمانند خسته شوی
بعاد با یک ضربه دستانت را روی زمین میگذراند
فرشته ی من
هیچ سوالی را جواب نمیدهند
هیچ سوالی نمیپرسد
اما خوب گوش میدهد
همه ی روایت های مرا
انگار فرشته هم خوب گوش میدهد
تا ما را ببازاند
و اینبار اگر سوال پرسیدیم
مثل یک مچ اندزا که بار اول را برده
بار دوم بتواند بازی را ادامه ندهد
غیب شود
بی انکه ما اجازه داشته باشیم بترسیم!!!
یا سراغش را بگیریم!!!