|
تمامی این شعر در ادامه ی نقطه چین روبه رو به وجود امد!
|
بگو خطوط تلفن سراسر دنیا
یک روز در میان وصل باشد
یک روزش تلفن ها زنگ بخورد
و روز دیگر
مامورانشان را بفرستند
و از هر ادمی بپرسند که تو دوست داری با کدام رهگذر این خیابان
حرف بزنی
و فقط کافی باشد
انگشت اشاره ات را سمتش بگیری
که روز بعد او به تو زنگ بزند
میدانم
اگر این اتفاق هم بیفتد
انقدر دیر به دیر میایی
که باز ارزو میکنم کاش سه روز در میان
و بعد باز دیر میایی
باز اروز میکنم
کاش چهار روز درمنیان...
باز دیر میایی
پنج روز در میان
شش روز درمیان
هفت روز درمیان ....
انقدر دیر میایی
که خطوط تلفن سراسر دنیا
سالی یکبار
وصل شود
و من تمام سال فقط بتوانم تو را تماشا کنم
فقط خیالم راحت باشد
که برای همه خطوط تلفن دنیا فقط سالی یکبار وصل میشود
هم برای تو
هم برای من
هم برای ان دوست پسر احمقت
هم برای دوستان احمق ترت!!!
.......
اولش هوا ابریست
صداهای بلند میاید
اولین قطره که روی صورتت بیفتد
میدانی
که یک قطره کافیست
تا مطمئن شوی بارانی تند خواهد امد
و برای همان یک قطره
میشود یک چتر باز کرد
خیس شد
لب پنجره رفت
لبحند زد
میدانی یک قطره کافیست
اخر
همه از پرواز پرنده تعجب میکنند
تو میدانی باید از ارتفاعی که ان پرنده پرواز را شروع میکند تعجب کنی
چون
تمام بقیه ی راه را
میتوانی اویزان از پرنده باشی
و فقط همان ارتفاع را حس کنی
اولنی قطره کافیست
بقیه ی قطرات
من نقش تمام قطرات را بازی میکنم
و فقط همان یک قطره ی اولی حس میشود
مثل کسی که با اویزان شدن از پرنده ها
پرنده شد!!!!!
.....
درخت های اینجا چه قدر منظم ایستاده اند
میتوانی فکر کنی
اگر رویشان دست بکشی
هی تکرار کنی
هی دستت را به ترتیب رویشان بکشی
دستانت به رقص میفتند
و تمرین یک رقص با شکوه را انجام داده ای
حتما
میوه ها هم که نقطه نقطه رویشان میایند
به رقص افتاده اند
انقدر رقصیده اند
انقدر ریتم گرفتته اند
که رنگ گرفتند و شبرین شدند !!!
انقدر ریتم گرفتند
که از افتادنشان میشود حدس زد
اشتباه ترین قانونی که کار برد دارد
قانون نیوتون است