تبليغاتX
غٍلت خوردن!
تمامی این شعر در ادامه ی نقطه چین روبه رو به وجود امد!

 

فرشته ی خوبیست

وقتی  سوال میپرسی

سکوت میکند و گوش میدهد

ادم را یاد مچ  اندزا های  حرفه ای می اندازد

که اوایل بازی

هیچ  وقت مچت را نمی اندازند

حتی اگر شل بگیری

حتی اگر زور بزنی

منتظر میمانند خسته شوی

بعاد با یک  ضربه دستانت  را روی  زمین میگذراند

فرشته ی من

هیچ سوالی را جواب نمیدهند

هیچ  سوالی نمیپرسد

اما خوب گوش میدهد

همه ی روایت های مرا

انگار فرشته هم خوب گوش میدهد

تا ما را ببازاند

و اینبار اگر  سوال پرسیدیم

مثل یک مچ اندزا که بار اول را برده

بار  دوم بتواند  بازی را ادامه ندهد

غیب  شود

بی انکه ما اجازه داشته باشیم بترسیم!!!

یا سراغش را  بگیریم!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 13:23  توسط ارمان صالحی  | 

1

 

درخت

وقتی قراربود یک تکه بخار  روی  شیشه جایش را بگیرد

تا اخرین  لحظه بوده

حتی وقتی بخار  امده 

هنوز پاهایش دیده  میشد

که تازه  داشتند  میرفتند

تا باز هم  غولی  مثل تو پشت پنجره ها ها کند

اما تو باز امدی

باید  بیشتر بماند

که تو  متوجه یک پنجره  نشوی 

 بیایی ها ها کنی

انقدر  بماند

که ازین  به بعد

مه روی  یکی  زا شاخه هایش گیر کرده باشد

  شبیه پرنده ای  شوی

که روی  یکی زا شاخه هایش ها ها میکنی!!!!

 

 

 

 

 

 

2

 

 

 

ملکه

زنبور ها  را سرکار میگذارد 

دستور  میدهد تا دنبال گل ها بگردند

عسل گیر  بیاورند

اما نمیگوید  عسل را اخرش  باید به کندو  بیاورند

زنبور ها دو بار گول میخورند

یکبار عسل را به کندو میبرند

یکبار  هم

از کندو که   بیرون  میایند

تا گل ها  که میروند

گشت گذارشان  را تمام میکنند......

انگار  بدانی  ساعتت  خرابست

اما ان را کوک کنی 

 

حالا مشتی  زنبور 

روی گل  مینشینند

برمیگردند به کندو

برای  تفریح هم روی گل  مینشینند

برمیگردند به کندو

برای  فرار  هم 

روی گل مینشینند 

برای...

چه گل  شهد داشته  باشد 

 چه نداشته باشد!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 15:40  توسط ارمان صالحی  | 

 119

این فقط یک تبلیغست

برای  اعلام هر گونه ساعتی

که  ساعت را پشت تلقن اعلام میکند

اقای  ساعت گو

انگار که  با وحود انکه فقط  یک نوع مشتری دارد

اما  راه های دیگری هم دارد

راه های هوایی

راه های تلفنی

تا بگوید

ادم های  دیگری هم زنگ میزنند و میپرسند

و تبیلغ کند

که همیشه از هیمن شماره

ساعت را  بپرسیم!!!!

 

.....




ببخشید

که جواب سلامت را نمیدهم

جواب خسته نباشیدات  را

جواب خداحافظی  ات را

اخر  کسی که دارد ساعت را اعلام میکند

مثل معلمیست که دارد درس را توضیح میدهد

تمام نفرات قبلی

سلام نمیدادند

من هم برای  جبران این همه بی اعتنایی از او کمک میگیرم

و  وقتی جواب تو را بدهم

انگار که دیگر لازم ندارم

و او در مقابل این ادعایم

همه ی این ساعت ها را از من میپرسد

و من هم نیمتوانم اینقدر  دقیق  بگویم!!!!

 


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 14:45  توسط ارمان صالحی  | 

سراغ ستاره را که بگیری
ابر  ها
ستاره ی پشت ابر را نشان میدهند
میگویی همان ستاره ی دیشبی
همان طوریش را
مثل بچه ای که هر کس جلویت هرکار کند
جلوی همه از دهانت میپرد 



انگار ستاره های دنباله دار هر  ارزویی را که بر اروده میکنند
یک دروه میگذرد
از ابر ها
هر وقت سراغ ستاره را که میگیری
سریع  ستاره ی پشت ابر را میارود
انگار از دوره های گذشته
ستاره  ی پشت ابر را نگه داشته
تا شاید در دوره های بعد ارزشمند شود!
وقتی میبنید
هنوز سراغ ستار راه میگیری
میفهمد که  هنوز  به اندازه ی  کافی زمان نگذشته
ستاره ی اصلی  را به نمایش میگذارد

هر چه قدر بیشتر ارزو که میکند

ستاره ی پشت ابر  ارزشمند تر میشود

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 14:52  توسط ارمان صالحی  |