تبليغاتX
غٍلت خوردن!
تمامی این شعر در ادامه ی نقطه چین روبه رو به وجود امد!

او فیلم را چند بار دید

نمیفهمید که این که میگویند

تکراری دیدنش عوارضی دارد چیست

فکر میکرد شاید از ان بیماری هاست

که اول میگیریش

و مرگش سالها بعدست

درد هایش سال ها بعدست

به خاطر همین

چند بار که تکرارش را دید

هزاران بار دیگر هم تکرارش را دید

میخواست دردش 

همانموقع بیاید سراغش که دارد فیلم را میبیند

که درد با تمام شدن فیلم هم تمام شود....

 


او یک فیلم را چند بار دید

میخواست  خلاص  شود

هزاران بار دیگر  هم دید!!!!!





+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 22:42  توسط ارمان صالحی  | 

این ادمی که پشت این ماشینست

به نظرت چه قدی خواهد داشت؟؟؟؟

فقط که بالا تنه اش معلومست

ان بالاتنه هم

خیلی تند میرود

انگار که هزار پا دارد...

ممکنست دو متر قد داشته  باشد...

پیاده رو را ساختند

نا اگر پیاده شدی...

زمینی جدا از  زمین این خیابان باشد

نگویند نصفت توی زمینست

پاهایت را در زمین قایم میکنی....

 

اگر ایستاده  رانندگی میکردیم

پیاده رو نبود

و شما ها زیر بودید

 

 

ما تمام راه

سرمان از پنجره بیرون بود

همه سوال دارند چه چیزی را میدیدم

اینبار با یک پیاده رو نمیشود مسئله را حل کرد

بین درخت ها پیاده شدیم

و باز میگویند

به خیابان میرویم

یا به پیاده رو

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 23:11  توسط ارمان صالحی  |