|
تمامی این شعر در ادامه ی نقطه چین روبه رو به وجود امد!
|
ماندگار تر
از هر پرنده ی دیگر روی بلندی ها
کلاغ ها
نزاکتی
ندارند
تا مثل تمام
پرنده های دیگر
کمی بمانند
بلند شوند
و....
ماندن پرنده
ها ی دیگر را خیلی بلند دیدی
هر چند هم
که کم باشد
شب نمیشد با
کت و شلوار خوابید
نزاکت را
رها کردی
من پرنده ای
بعد از توام
ماندنت را
خیلی طولانی دیدم
هماطور که
تو ماندن پرندگان را
خوشبختم از
اشنایی تازه مان!!!
کسی از خدا
نپرسید
که اگر کلاغ اخرین پرنده باشد که افرید
بعد چه
پرنده ای افریده؟؟؟؟
کسی سراغ
مرا نگرفت
کمی درباره
ی خدا بدانید تا بیشتر سراغ بگیرید
خدا دوست
نداشت
اخرین پرنده ای که می افریند
اخرین پرنده باشد
به خاطر
همین
پرنده ای
دیگر افرید
من پرنده ای
هستم
که کار خدا
را متفاوت کردم
اگر شما ها
قراست برای ربات هایتان دو پا بسازید
جلوی چشم من
نباشید
من کار خدا
را متفاوت میکنم
و همه ی شما
ها را سه پا خواهم دید
با فرمی که
ندانید
پای راستتان
کدامست!!!!
میدانم!!
که کلاغ
اصلا اخرین پرنده نبود
ما گفتیم
اخرینست
تا بتوانیم برای
پرنده ها اسم بگذرایم
تنوعشان
دیوانه نکندمان
من پرنده ای
هستم
که اگر اسم رویم بگذارید
نام تمام
پرنده های دیگر را فراموش خواهیدکرد
به من
میگویند ارمان صالحی!!!
حالا من
اولین پرنده ام
چون دارید
از دوباره برای پرنده ها اسم میگذارید
و من
اولین اسمی بودم
که در
اخرین سطر به گوشتان خورد
یک بال دارند برای پرواز
و یک بال
تا دربیاورند ادای کسی که با او سر شوخی دارند
ان پرنده همیشه دیده میشود
انگار
پرنده ی تقلید کار همیشه زود تر میمیرد
بعد از مرگ پرنده ی تقلید کار
ان پرنده ها به راه افتادند
از هر پرنده ای پرسیدند
روز های اخر عمرش
پرنده ی تقلید کار از هر کس نمیخواست که ادای بال هایش را دربیاورد
و هیچکس نمیتوانست؟؟؟؟
احساس می کنم
انقدر ناواضحم
که کسی ادای بال هایم را در نیاورد
مرگم نزدیکست!!!!
پرنده ها
اگر چهار چهار تا به دنیا می ایند
صد تا صد تا می میرند