|
تمامی این شعر در ادامه ی نقطه چین روبه رو به وجود امد!
|
سوت
صدای کشتن کدام حیوانست
که این شیروانی
تا باد میاید سوت میزند
که باد بشنود
به تعداد قربانی هایی که باید بکشد
شیروانی جانور کشته
تا باد از سر کشتن شیروانی بگذرد
به من بگویید
تا به او بگویم جلوی باد نرود
که شیروانی ها بی اعتبار نشوند
قطار
یا لب ها ی تو؟؟؟؟
یا شیروانی؟؟؟؟
کدام جانور؟؟؟؟
کج کنید این جدول ها ی سیاه و سفید را
که سراشیبی های کنار پله
همین جدول های کج شده است
لیز خوردن فقط برای کنار پله هاست
بی پله
کنار خیابان
مثل کسی میماند
که پاهایش را انگار روی پله ها میگذارد و پایین میاید
اما هیچ پله ای نیست
انگار
عقاب هایی او را در هوا گرفته اند
میخواهد در زیر پایش
پله هایی را پیداذا کند
(زمین که بسیار دورست
پله در هوا بعید نیست )
تا خلاص شود
جدول کنار این خیابان
مثل زنگ خطر اسانسور میماند
هر وقت عقاب
گیر کرد به تو
ان ها را کج کن!!!!
کج کرده اید این جدول های سیاه و سفید را
در اتوبان
دیگر خبری از عقاب ها نیست
انگار
اصلا کجست
این سیاه و سفید ها
که عقاب ها از شکار در اتوبان
اینقدر نا امیدند
کجست
تو کجی که صافشان میبینی
ماشینت چپ شده است
و سطر های بالا
تو را از بیهوشی نجات داده
بله
درستست
چپست
.....
بعضی ها میگویند
اگر کسی مثل بر پله راه رفتن
راه برود
در واقع
چتر بازیست
که
جایی که در ان دارد فرود میاید
اشباهست
نمیداند
چه کار دارد انجا
معمولی ترین کاری که میتواند انجام بدهد را انجام میدهد!!!!!
حالا
اگر کجست این جدول های کنار خیابان
پس همه درین خیابان
به شدت غریبه اند اقا
پس حتی اگر به بیمارستان بروی
همراهانت نسبتی با تو ندارند
همان بمیر اقا