|
تمامی این شعر در ادامه ی نقطه چین روبه رو به وجود امد!
|
ما دو نفر بودیم
هرکاری میکردم
تکرار میکرد
هرکاری میکرد
تکرار میکردم
تصمیم گرفتیم
من سه بار دست تکان دهم
پس تو سه بار دست تکان میدهی!!
حالا
من دیگر نمیتوانم دست تکان دهم
که انجام وظیفه کنم
و ادایت را در بیاورم
بر تعداد دست تکان دادن هایم
سه بار اضافه
و میشود شش بار
و تو که ادای مرا دراوردی
سه تا را
بی ادامه انجام دادی
اخرش نقطه گذاشتی
اگر سه بار تکان بدهم
ابرویت می رود
تو را خراب کردم !!!
تصمیم گرفتیم
اگر میخواهیم یکی از کارهایی که در زندگیمان هست را حذف کینم
کاری کینم که انجام ندهیم
هرگز
حتی اگر بخواهیم
ان را سه بار نجام دهیم!!!
در مقابل هم
و اینه ی هم
ما
از ادم کشتن
بدمان میامد
(حالا اگر یکیمان مثلا سوسک باشد چه؟)
پس مینویسم ما از کشتن بدمان میامد
همدیگر را سه بار کشتیم!!!!
ما دو نفر بودیم
از ادم کشتن بدمان میامد
نمیخواستیم ابروی همدیگر را برریم
فکر کنم از هم خوشمان میامد
همدیگر را سه بار کشتیم
ما دو نفر بودیم
از ادم کشتن بدمان میامد
ازهم خوشمان میامد
همدیگر را سه بار کشتیم
ما دو نفر بودیم
از ادم کشتن بدمان می امد
از هم خوشمان میامد
همدیگر را سه بار کشتیم
ما دو نفر بودیم
از ادم کشتن بدمان میامد
از هم خوشمان میامد
همدیگر را سه بار کشتیم
دیگر نمیتوانم این بند را بنویسیم
ما سه بار تکرارش کردیم!!!
به قول امروزی ها ایگنر شد!!!