|
تمامی این شعر در ادامه ی نقطه چین روبه رو به وجود امد!
|
ابدا دوست
نداشت راز هایش فاش شود
و تو
که هر چیزی
میدیدی
او هم میدید
حتی در
متروکه ترین جاها
دوست نداشت
جایی باشد
که تو ببینی
او نبیند
و بعد به
جایی دیگر که میروی
تمام اشیائش
درختانش
کوه هایش
هر چیز
پوشیده را
بر تو اشکار
سازند
که فکر نکنی
انجا که
رفتی و اسمان نداشت
چیز هایی
دارد که اینجا ندارد
اشکار
میکنند
چون اسمان
را دوست دارند
و میخواهند
تنها در جایی باشی که اسمانست
اسمان هم
همچین مهلتی نمیدهد
که جایی بی
او ببینی اشیا را
یکی از چیز
های پوشیده ی بین اشیا
حتما درباره
ی اسمانست
ابرو برست
حتما!!!
بگذار بین
کتاب ها و خرت و پرت های اتاقم بگردم
شاید چیزی
شدیدی تر از اسمان پیداکنم
که حقیقت
اسمانست!!!!
یا شاید
پودری که اگر فوتش کنیم
اینجا پر از
اسمان میشود
بگذارید
بگردم
حتی در جیب
های پالتوی ادم های غریبه را
حتی بین لب
های دختران غریبه ی زیبا را
حتی اغوش
دختران زیبای غریبه را
حتی کاسه ی
چشمان هیتلر را!!!
حتی نوشته
های دختر همسایه مان را که گردنش انگار خشکست
همیشه بالا
را فقط میتواند ببیند
میاید دم
پنجره
زل مینزد به اسمان
میفهمد که
من به او زل زده ام؟؟
بگذارید در
انتهای این شعر هم
یک روش
اضافه کنم
به عنوان
پاداش اسمانی اینکه شما این شعر را تا اخر خواندید
و سعی کردید
بفهمید!!
روش اینکه
ببنید پشت اسمان چیست!!
یا به
عبارات دیگر
اصلا اسمان کنده شود
: از علاقه ی اشیائ به اسمان بکاهی
تا اسمان
از ترس فاش
شدن رازش بر بودنش سماجت نکند!!!
کاری کن که
گردن کج کند
مثل عروسک
ها
هی تکانشان
بده
حرف بزن
بعد حتی
میتوانی درخت ها هم از ریشه بکنی
مثلا شب ها
با سطل اشغال اتاقت بخواب!!!!
مگر نمیبینی
این اقای تقریبا فقیر
اسمان
ندارد!!!
منبع: جزوه
ی فیزیک دختر همسایه مان در ده هزار سال
اینده!!!
و هیچ تیکی تنها نیست
حتی
اگر درین برگه
تمام جواب ها غلط باشد
وقتی که نوک خودکار
تیک را در بین این همه خرابه
کنار یک جای درست و حسابی رها میکند و منتظرش نگه میدارد
تیک
با خودش فکر میکند
حتی اگر هم دارد میرود جای بهتر
بهترین جا
در بین این همه خرابه هیمنجاست
و شاید یک سوال درست دیگر هم وجود دارد
میگردد و میگردد
اینجا که فقط یک جواب درستست
تیک میگردد و میگردد
مطئنست
تیک دیگری وجود دراد
اصلا تیک گردیدن گرفته به خود
با پاهای خسته ناامید
کنار پاسخ درست است
درین برگه
جدا ازین پاسخ درست
خود تیک هم
به درستی کشیده شده
زیاد اشکال ندارد
نکند پاسخ سوال هم تیکیست برای تیک!!!
و پاسخ درست هم وقتی بفهمد کنارش تیکست
باید با پاهای خسته باشد
اگر نه چند دور میچرخید
تا ببیند تیک دنبالش میاید
و بعد مطمئدئنم که او درستست!!
فقط مشکل پاهای خسته بود
خستگی و گرسنگی و...
اگرنه
دنیا پر از عدالتست !!!!!!!
یک تیک درین شعر هست
کلمه ای با نام تیک
که از بالا تا این پایین امده است
او هم دنبال تیک بوده
وقتش هست که بورد سر جای اولش
تا بفهمد حقیقت را
ورق بزنید!!!!!!!!!!!
تیک
در ورق های بعدی
باز هم
قسمتی از زندگیش
در تمام قسمت های صفحه تکان خوردن و گشتنست
مثل کسی که در خانه ای تازه
دنبال دستشوییمیگردد
ولی خجالت میکشد بپرسد
و باز اخرش هم
برمیگردد
به همان سوال درست
و کارش را انجا انجام میدهد
ان یک درست هم خراب میکند